Wednesday, January 31, 2007

حکم اعدام بجاي سنگسار٬


آمنه زن جوان اهل بوکان را خطر اعدام تهديد ميکند. آمنه ۲۱ سال دارد و بيش از دو سال است که در زندان است. او که اهل بوکان است٬ در روستاي ميرآباد نقده زندگي ميکرد و جمهوري اسلامي ايران او را بجرم رابطه جنسي خارج از ازدواج دستگير کرده و ميخواهد اعدام کند. کميته بين المللي عليه اعدام ٬ با اعلام اعتراض شديد به اين حکم وحشيانه از همگان دعوت ميکند به اين تاکتيک جديد جمهوري اسلامي ايران شديدا اعتراض کنند. سکس و رابطه جنسي امري خصوصي است و به هيچکس ربطي ندارد. جمهوري اسلامي ايران که يک حکومت قرون وسطايي و جنايتکار است٬ تا کنون با سنگسار صدها نفر به " جرم" رابطه جنسي خارج از ازدواج٬ نمونه مجسم وحشيگري و زن ستيزي بوده و هست. در دوران خاتمي به اصطلاح " رفرميست" که تعداد زيادي از نيروهاي ملي – اسلامي از او دفاع کرده و ميکنند٬٬ نيز دهها نفر در ملا عام سنگسار شدند. جنبش جهاني عليه سنگسار و فعاليتهاي فشرده کميته بين المللي عليه سنگسار باعث عقب نشيني حکومت اسلامي شد. ولي در همان دوران حکومت خاتمي که اوج اعتراضات به سنگسار در ايران و در دنيا بود٬ از قول مقامات حکومتي اعلام کردند که اعدام را جايگزين سنگسار خواهند کرد . و اينک در دوره حکومت احمدي نژاد جنايتکار ٬ همين کار را اجرا ميکنند. اعلام حکم اعدام بر عليه آمنه ٬ يک روش و تاکتيک جديد حکومت اسلامي است که بايد با بيشترين اعتراضات جهاني و اعتراض در ايران مواجه شود. ما همه سازمانهاي مدافع حقوق انساني و همه مردم در ايران و در دنيا را فراميحوانيم به اين حکم وحشيانه اعتراض کنند. کميته بين المللي عليه اعدام از همگان دعوت ميکند که اين رفتار حکومت اسلامي را شديدا تقبيح کرده و به آن اعتراض کنند. ما در عين حال مصرا از "شخصيتها" و " نهادهايي" که مهر " حقوق بشر" به سينه زده و از قبل آن ارتزاق سياسي ميکنند٬ ميخواهيم که بدون لکنت زبان اين رفتار را محکوم کرده و اعلام کنند که سکس و رابطه جنسي امر خصوصي افراد است و حکومت اسلامي حق نظر دادن در اين مورد را ندارد٬ چه رسد به اعلام جرم و يا محکوميت به اعدام و سنگسار افراد . اعتراض به حکم اعدام آمنه جوان را بايد به اعتراضي جهاني تبديل کرد و اعتراضات بين المللي وسيعي را بر عليه حکومت جنايت اسلامي سازمان داد

Monday, January 29, 2007

دریای ایرانیان



بگزارش البرزدر اعتراض به تغيير نام
"خليج فارس" توسط اعراب، نامگذاري يك
دانشگاه در قطر به نام خليج عربي ، حذف
نام خليج فارس از درسهاي دانشگاهي
امارات و اقدامات توهين آميز ديگر از
اين دست ، کاربران اینترنت پیشنهادکرده
انددراقدامی روبه جلودریای عمان
باتغییرنام دریای ایرانیان نامگذاری
شود.
هم اکنون تعدادی ازوبلاگ نویسان ایرانی
بدنبال جمع آوری پیامهای کوتاه
مخابراتی ونظرات اینترنتی
میباشندتابتواننداین اقدام
رافراگیرنمایند

فیلمی به نام 300


کمپانی برادران وارنر در اسفندماه امسال فیلمی را به نام 300 به نمایش میگذارد که برگرفته از داستانهای هرودوت یونانی و رمان فرانک میلر است .بر اساس نوشته های هرودوت زمانی که بزرگترین ارتش دوران باستان از ایران با بیش از یک میلیون سرباز به یونان لشکر کشی می کنند تنها 300 اسپارتی حاضر میشوند در برابر ایرانیان بایستند. ایرانی ها در این فیلم مانند اورکهای فیلم ارباب حلقه ها وحشتناک و احمق تصویر شده اند و اسپارتی های شجاع و با هوش و خوش قیافه تا آخرین نفر از آزادی و دموکراسی در برابر برده داری و ظلم ایرانی دفاع میکنند.این فیلم با این که به اعتراف سازندگانش داستانی است ایران را نماد دیکتاتوری و یونان را نماد دموکراسی تصویر می کند که با واقعیات تاریخی تضاد تلخی دارد.برای نمونه در همان زمانی به فرمان کوروش برده داری در امپراتوری پارس ممنوع شده و مردم آزاد بودند که خدای خودشان را بپرستند در یونان باستان برده داری به شکل گسترده ای رواج داشته و زن و برده موجوداتی درجه دو حساب میشده اند

بهنوش بختیاری




متولد ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۶ در تهران به دنیا آمده است. بهنوش بختیاری فارغ التحصیل
مترجمی زبان فرانسه از دانشگاه آزاد می باشد . وی دارای یک خواهر و دو برادر و فرزند آخر خانواده و مجرد می باشد
بهنوش بختیاری دوران کودکی و نو جوانی خود را جزو ناگفته های شیرین زندگی خودمی داند . صمیمی ترین دوست وی در آن دوران شقایق است که در حال حاضر در آمریکا زندگی می کند . بهنوش بختیاری در سن بیست سالگی به علت علاقه و پر کردن اوقاط فراغت خود در تابستان به مدرسه رسام هنر سرکار خانوم مهتاب نصیر پور رفت و بعد از یک سال فعالیت در سال ۱۳۷۵ کار در سریال هوای تازه به کارگردانی محمود رحسانیان به وی پیشنهاد شد

تنگه هرمز را با بیل می بندیم


ابراهیم نبوی

گاهی اوقات این نمایندگان مجلس جوری از تنگه هرمز حرف می زنند انگار که جوی آب ده پدرشان است که اگر یک بیل داشته باشند،

می توانند جلوی آنرا ببندند و باغ های همه ملل دنیا را ایکی ثانیه بخشکانند. و مثل ملانصرالدین از حالا هم دارند فکر می کنند که اگر تنگه هرمز بسته شد و قیمت نفت به چهارصد دلار رسید و بودجه کشور پنج برابر شد با بقیه پولش چکار بکنند؟ حشمت الله فلاحت پیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی و انرژی و غیره مجلس گفت: تهدید امنیتی ایران تهدید جریان 46 درصد انرژی دنیاست.آگاهان برای آقای فلاحت پیشه توضیح دادند که این حرف ها را یواش تر بزند، چون اگر آمریکایی ها متوجه شوند که تنگه هرمز این همه مهم است ممکن است ناوها و زیردریایی های شان را بیاورند به خلیج فارس و از این به بعد ایرانی ها برای رفتن از بندر قشم به بندرعباس لازم باشد ویزا بگیرند. در همین حال، الهام امین زاده، عضو همان کمیسیون که ایشان هم فرق میکروفون و تنگه هرمز را هنوز نمی داند، گفت: حرف های زیادی در تنگه هرمز برای گفتن داریم.آگاهان تصور کردند که خانم الهام امین زاده، در حالی که وسط ناوهای هواپیمابر و زیر دریایی ها در حال بال بال زدن است، یک بلندگوی دستی دستش گرفته و در حالی که موشک و خمپاره و گلوله از بغل گوشش رد می شود، دارد برای آمریکایی ها سخنرانی می کند و آنها هم از ترس فرار می کنند. همین الهام( که ربطی به شوهر شمسی ندارد) گفت: به این معنا که از ابزارهای مختلفی در این منطقه می تواند استفاده شود. شخص ثالث کمیسیون انرژی مجلس، یعنی کمال دانشیارنیزگفت: کنترل کامل تنگه هرمز در توان ایران است. وی در حالی که سعی می کرد خونسردی خودش را حفظ کند، به آمریکا توصیه کرد کوتاه بیاید و از ایجاد هرگونه ناامنی بپرهیزد. وی گفت: اگر خلیج فارس ناامن شود، بیشترین آسیب را کشورهای مصرف کننده نفت خواهند دید. در تمام این اظهارات چند چیز فرض شده است


اول: اگر ما تنگه هرمز را ببندیم هیچ کسی آن را باز نمی کند


دوم: وقتی تنگه هرمز را ببندیم، خودمان یک تنگه دیگر در زیر زمین خانه عمه مان داریم که از آنجا نفت و بنزین وارد می کنیم.[ اشتباه نکنید و تنگه را جور دیگری بخوانید و به من ایراد بگیرید که به لباس زير عمه چکار داری

سوم: ارتش آمریکا برای آب تنی به خلیج فارس آمده است

Saturday, January 27, 2007

مقر امامزمان؛ چاه جمکران یا چاه های نفت؟



گفتگو با هادی خرسندی Talash-online
من عنان قضاوتم را به دیدن فیلمی " در کانال تلويزيونی آلمانی ـ فرانسوی «آرته» " نمیدهم. بیشتر امیدم هم به همین نسل جوان است و به مبارزات زنان. ضمناً از روزگار جوانی به یادم هست که گاهی شرکت در مراسم سینه زنی هم رمانسش کمتر از کوهنوردی در پسقلعه نیست. من چهارسال عاشق دختری بودم که فقط روزهای عاشورا از خانه بیرون میآمد به تماشای دسته های سینه زنی. به عشق تماشای او چه سینه ای میزدم. اربعین سال پنجم شله زرد بردم در ِ خانه شان. سیزده بدر همان سال گرلفرندم شده بود

تلاش ـ آقای خرسندی! سپاس که تقاضای ما را برای اين مصاحبه پذيرفتيد. راستش را بخواهيد، مدتی است که در کار خودمان، ملت ايران در حيرتم. اخبار بسيار ناگواری از وضع مردم در داخل ايران به گوش می رسد، که حتماً شما هم شنيده ايد وبهتر ازما بر «ظرافتهايش» نظر داريد. در باره ناگواری سياست مملکت، امنيت بربادرفته کشور، اوضاع اقتصادی، فقر و فلاکت، نزول اخلاقی و... خوب، هر روز صدها مقاله و گزارش می خوانيم، اما در باره رفتار و عکس العمل مردم، يعنی مردممان در ايران کمتر صحبت می شود. ابتدا بفرمائيد، چرا نويسندگان و تحليل کنندگان مسائل اجتماعی و سياسی ما در گفته ها و نوشته هايشان تنها به رژيم می تازند و سياستهايش را به باد انتقاد می گيرند؟ خوب رژيم اسلامی که بر سرزمين اشباح حکومت نمی کند! چرا تيغ نقد و بررسی آنها کمتربه کنش و واکنش های مردم می پردازد. به عنوان نمونه نظير شعر شما «هموطن! احمدی نژاد توئی!» در آثار نويسندگان و روشنفکران بسيار نادر است. چرا؟

هادی خرسندی - به مقدمه عرض میکنم که نویسندگان و قلمزنان ما دو دسته اند. یک آنها که با انگشت گذاردن بر نقاط ضعف و فساد و جنایات رژیم ، لزوم براندازی آن را یادآور میشوند. دو آنها که با اشاره به این نکات برای رژیم دل میسوزانند که میترسیم اگر اینطور ادامه بدهی، عمر خود را کوتاه کنی!دستهی اول حکومت مذهبی و رژیم واپسگرا را شایسته ی ملت ایران و دنیای امروز نمیدانند، دسته ی دوم آرزو میکنند که رژیم با اندکی کاستن از فساد و جنایات خود، حداقل شرایط لازم را برای ماندن و نیفتادن بدست بیاورد. اینها همان اصلاح طلبانی هستند که قهرمان شان خاتمی و سردارشان رفسنجانی است که خزانه دارشان هم هست. دسته ی اول رژیم را افشا میکنند و دسته ی دوم – که عموماً یک جائی شان به یک جای رژیم بند است – به رژیم پند و اندرز میدهند که "بپّا نیفتی!".اما برسیم به پرسش شما. به نظر من مردم ما در موقعیتی نیستند که لازم باشد « تیغ » بر آنان کشید. در واقع حکومت جبّار به اندازه ی لازم - چرا لازم؟ -، به اندازه ی کافی - چرا کافی؟- ، یعنی به اندازه ای که کمش هم زیاد است تیغ بر مردم میکشد و جائی برای تیغ کشی اهل قلم نمیگذارد. احمد باطبی، منصور اسانلو، فرهاد بهبهانی.... مگر مردم نیستند؟ زنده یاد اکبر محمدی مگر مردم نبود؟ (اکبر گنجی و طبرزدی را هم میتوانم، اما مثال نمیزنم که هیچ جوابی نداشته باشید!)، هموطنان کرد و آذری مگر مردم نیستند که به خاک و خون کشیده میشوند؟در زندان اوین، در قزلحصار، در عادل آباد شیراز، مردم هستند که زیر شکنجه اند. کسی غیر مردم میان آنان نیست!من اگر گفتم " هموطن! احمدینژاد توئی!"، به نسبت ِ کل نوشته ها و سروده هایم که بگیرید، ندرتش را درمیابید. ایراد من به دلخوشی های انتخاباتی جماعت است و فریبی که بابت نفرات خاصی میخورند، والاّ در کل حرکت مردم و بیحرکتی مردم، در انتظار موقع مناسب نشستن ِ مردم را اجر مینهم. ملت ما در حال حاضر به رژیمی که آمریکا و انگلیس و چین و روسیه و بقیه ی قطاع الطریق های جهان را پشتیبان خود دارد، زورش نمیرسد. من به مردم ایراد مشخص و خاص دارم که مثلاً – نه ، مثلاً نه – بدون مثلاً ، سر راست و روراست، چرا در مجموعه ی آدمکشان رژیم، ناگهان به نوکرصفت ترین شان که خاتمی باشد، دل می بندد؟ وقتی چنین میکند، کِرم احمدی نژاد هم در پیله ی خاتمی، پر در میآورد! آنوقت، به عنوان ناسزائی از سر عصبانیت به مردمی که من از آغاز دوم خرداد از آنها فاصله گرفته ام میگویم « احمدی نژاد خودتی!
تلاش ـ به نظر می رسد ما عادت کرده ايم به نوعی رفتار مردم را هميشه توجيه کنيم. مثلاً در موارد زيادی رفتار و روش زندگی مردم را به اجبارهای حکومتی نسبت می دهيم. درست است در شرايطی که جمهوری اسلامی فراهم کرده و در پی سختگيريهائی که می کند، مردم برای گذران کار و زندگی خود در بسياری از امور مجبورند، تن به برخی از رفتارها بدهند. اما همه جا هم مجبور نيستند. به عنوان نمونه تحت کدام اجبار و چه کسانی هستند که در دسته ها و تعداد انبوه و اتوبوس اتوبوس، هر هفته به جمکران می روند و «نيازنامه های» خود را به درون چاه و برای «امام غايب» می اندازند؟! در ميان آنها ـ طبق فيلمهای مستندی که تا کنون در تلويزيونهای کشورهای غربی به نمايش گذاشته شده اند ـ افراد تحصيل کرده يا افرادی از اقشار متوسط و يا متمول هم کم نيستند! آيا خرافات تا اين حد در درون ما ريشه داشته است؟

هادی خرسندی – اینجور مردمان در همه ی کشورها و در میان همه ی ملت ها هستند. بعضی دولت ها با آنها مبارزه میکنند، بعضی حکومت ها کاری به کارشان ندارند ، رژیم هائی هم مثل جمهوری اسلامی، محیط زیست مناسب برای رشد میکروبی اینجور افراد فراهم میکنند تا عمر خودشان زیاد شود.جهل و خرافات، استخر سرپوشیده ی دولتمردان و دولتزنانی است که شناگران قابلی در فریب عامه ی مردم هستند. اما امامزمان در چاه جمکران نیست. انگلیس ها سرانجام او را از چاه نفت درمیآورند."افراد تحصیلکرده"ای که در فیلمها می بینید، مطمئن باشید مورد توجه امام غایب قرار نخواهند گرفت. حضرت امام هم از اینکه این افراد با آنهمه تحصیلات هنوز اینقدر شعورشان پائین است عصبانی میشود و انشاالله مرادشان را نمیدهد
تلاش ـ در حاليکه در داخل مهمترين و جدی ترين کتابها و آثار ادبی و فرهنگی، تاريخی و فلسفی ما تيراژشان حداکثر 5000 نسخه بوده و به زحمت و واقعاً در موارد نادری به چاپ دوم می رسند، تا کنون در مورد امام زمان هزار و دويست عنوان کتاب نوشته شده که بعضاً با تيراژهای پنج هزارتائی به چاپهای هشتم و نهم رسيده اند. مقالات در زمينه «مهدويت» هم که بيشمارند. در مورد جلال و شکوه جشن های نيمه شعبان ـ و نه تنها جشنهای دولتی ـ گزارشات به افسانه شباهت دارند. البته ما هيچگاه ملت کتابخوان و کتابدوستی نبوده ايم يا حداقل به اين امر شهرت نداشته ايم ـ در خارج از کشور و در جهان آزاد هم تيراژ کتابها که گويای تعداد استقبال کنندگان است چندان موجب سربلندی نيست ـ اما اين که مثلاً کتاب «گنجهای معنوی» رضا جاهد که در اصل کتاب دعا و رفع حاجت های ـ دعای قرض، دعای تقويت حافظه، دعای حفظ کردن قرآن در مدت کم و...ـ گوناگون است و به ميزان 20000 نسخه فقط در چاپ نخست منتشر شده ومی گويند تا کنون چندين بار تجديد چاپ شده است ـ چنين امری را چگونه می توان توضيح داد؟هادی خرسندی – جور دیگری عرض کردم. حکومت به این کتابها تیراژ میدهد. تمامی جماعت جمکرانی هم مشتری این کتاب هستند و در این مورد «کتابخوان» تشریف دارند. رقم تیراژ این کتاب تقریباً نزدیک به تعداد تمامی نفرات این جماعت است، چرا که احتمالاً هرکدام یک نسخه میخرد که سر پل صراط نشان بدهد. چنین کتابی "یلوپیج خرافات" باید باشد.من به همان چندهزار نفر که کتاب های با ارزش میخوانند امید می بندم، نه آنهائی که فقط یاد گرفته اند که ایستاده نشاشند. انشاالله با همه ی دعائی که میخوانند یکبار اشتباهی ایستاده میشاشند و بعون الهی میروند جهنم

خودكشي دختر جوان از بالاي پل حافظ


تلاش پزشكان براي نجات جان دختر جواني كه ساعتي قبل، خود را از بالاي پل حافظ به پايين پرتاب كرد، آغاز شده است. به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، ساعت 9 و 5 دقيقه روز شنبه هفتم بهمن ماه، دختر 24 ساله‌اي به نام «آرزو»، خود را از بالاي پل حافظ به وسط خيابان در چهارراه كالج پرتاب كرد. بر اساس اين گزارش دختر جوان كه به شدت از ناحيه كمر، كتف و پا آسيب ديده بود با حضور عوامل اورژانس ساعت 9:40 در حالي به يكي از بيمارستان‌هاي تهران انتقال يافت كه متأسفانه ازدحام جمعيت موجب تأخير در اقدامات امدادرساني شد. در حالي كه در جيب اين دختر، نامه‌اي حاوي يادداشت و شعر كشف شد، اين كه علت اصلي سقوط دختر جوان، مسايل عاطفي يا موضوع ديگري در ميان بوده، تحت بررسي است

افزایش 14درصدی فرار دختران


رییس پلیس استان تهران رضا زارعی اعلام کرد در 10 ماهه گذشته، 274 دختر و پسر از خانه‌هایشان فرار کرده‌اند.از این تعداد، 228 دختر و 46 پسر می‌باشند. به این ترتیب، آمار فرار نسبت به مدت مشابه در سال گذشته 14 در صد افزایش داشته است. زارعی افزود سن این افراد بین 15 تا 30 سال است و وضعیت سواد آنها به ترتیب 32 نفر بی سواد، 77نفر در حد ابتدایی ، 139 نفر در حد راهنمایی و 26 نفر دارای دیپلم هستند

Tuesday, January 23, 2007

سد سيوند هفته آينده آبگيری می‌‏شود


سيوند تاريخ دوهزار ساله ايران را زير آب می برد كورش، در كتيبه پاسارگاد، نوشته است:هر آن كه ميراث من و آثار سرزمينم را نابود كند، اهورا مزدا، او را نابود كند،

مفسران سیاسی روس چه می گوید


خبرگزاری های روسیه، به ناگهان در باره اوضاع ایران فعال شده و سیل تفسیرهای سیاسی پیرامون آینده مناسبات ایران و اعراب، ایران و امریکا، جنگ در منطقه و حمله به ایران، بررسی توان نظامی ایران برای دفاع از خود، کمک نظامی روسیه به ایران، نقشه های نظامی امریکا برای حمله و سرانجام حدس و گمان ها پیرامون زمان حمله به ایران در سایت های خبری روسیه انتشار می یابد.
از جمله، ایزوستیا که روزگاری خبرگزاری رسمی دولت اتحاد شوروی بود می نویسد:

جنگ با ایران در ماه آپریل آغاز خواهد شد. این اطلاعات را مطبوعات عربی منتشر می کنند. همچنین خبر می رسد که یک دسته از ناوهای تهاجمی آمریکا به خلیج فارس اعزام می شوند.
دلیل برای تهاجم روشن است: تهران به احتمال قوی در حال تولید سلاح هسته ای می باشد.
مسئله شروع جنگ در سطوح بالا حل شده است. "جرج بوش" به نظر می رسد که آغاز جنگ را با "دیک چینی" معاون خود، "روبرت گیتس" وزیر دفاع و "کاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه بررسی کرده است، گرچه در واشنگتن امکان جنگی جدید در خلیج فارس تائید نمی شود. برعکس، با تمام قوا تلاش می کنند این حقیقت را کتمان کنند